آیا تغییردادن واژگان دردرس زیست شناسی درست است یاغلط است؟؟؟

آیا تغییردادن واژگان دردرس زیست شناسی درست است یاغلط است؟؟؟

با تغییر آموزشی کشور در سال های اخیر و حذف دوره راهنمایی تحصیلی و در پی آن، ایجاد دوره ی اول متوسطه پس از دبستان (تاسیس نظام آموزشی ۶-۳-۳)، اکنون دامنه ی این تغییرات به دوره ی دوم متوسطه رسیده و از سال تحصیلی جاری (۹۵-۹۶) پایه ی دهم برای اولین بار در مدارس کشور تشکیل شده است. از اتفاقات مهم در تغییر نظام آموزشی کشور، طراحی و تالیف کتاب هایی با عناوین جدید برای تدریس در مقطع متوسطه دوره ی دوم و نیز تغییرات محتوایی در برخی از کتب درسی این دوره و همچنین دوره متوسطه اول بوده است.

اما شاید مهم ترین این تغییرات، در زیست شناسی پایه ی دهم قابل مشاهده است. آنجا که در تالیف این کتاب، واژه های فارسی جایگزین اصطلاحات علمی شده اند. هر چند از جمله دلایل فارسی سازی اصطلاحات زیست شناسی، کمک به حفظ زبان شناسی دانسته شده است، اما این تغییرات باعث واکنش هایی از سوی برخی از دبیران زیست شناسی و دانش آموزان پایه ی دهم شده است.

در نگاه کلی، جایگزینی واژه های فارسی با واژه های زبان های دیگر، به عنوان کمک به زبان مادری و در راستای گسترش دایره ی واژگان فارسی، اقدامی پسندیده است و در واقع برای زنده نگهداشتن یک زبان، باید از اضافه نشدن واژه های جدید به آن استقبال کرد. اما اینکه آیا می شود برای رسیدن با این هدف، به جایگزینی اصطلاحات علمی اقدام کرد یا نه، نکاتی قابل ذکر است.

با توجه به اینکه دانش آموزان امروز مدارس، دانشجویان فردای دانشگاه های ما هستند و دانشجویان در دانشگاه ها – بر اساس کارکرد مهمی که دانشگاه ها دستاوردهای علمی کشور و نیز ارتباط علمی با مراکز آموزشی و پژوهشی در سراسر جهان دارند- علم را با اصطلاحات لاتین یاد می گیرند، بنابراین واژه های فارسی که در دوره ی متوسطه با آن سروکار داشته ایم، به تدریج به فراموشی سپرده می شود و در نهایت، جایگزینی اصطلاحات علمی با معادل فارسی آن ها در کتاب درسی دبیرستان، کاری غیر ضروری به نظر می رسد.

نقد دیگری که از سوی برخی دبیران بر این تحول وارد شده است، به زمان نامناسب ورود این تغییر به کتاب درسی برمی گردد. آن ها معتقدند در حالی که دانش آموزان در پایه های پایین تر (دوره ی متوسطه اول) در بخش زیست شناسی کتاب علوم تجربی خود، اسامی علمی را به زبان لاتین آموخته اند، اکنون ناگهان خود را با لیستی از کلمات فارسی برای همان واژه ها مواجه می بینند و بنابراین مجبور خواهند بود تا زمان زیادی را برای کنار آمدن با این تغییرات صرف کنند.

انتخاب واژه های معادل نیز، یکی از موارد مورد بحث در این زمینه است. بسیاری از دبیران و دانش آموزان، در مصاحبه های خود گفته اند که از معنایِ ریشه یِ فارسیِ واژه هایِ انتخابی، آگاه نیستند. گروهی نیز معتقدند که برخی از این واژه ها از ریشه هایی گرفته شده اند که امروزه کاربردی در زبان فارسی ندارد و بنابراین دانش آموزان با معانی آن ها آشنا نیستند. اشاره دبیران، به خصوص به واژه هایی مانند «دنا» به جای دی ان ای، «کریچه» به جای واکوئل، «راکیزه» به جای میتوکندری و «گردیزه» به جای نفرون و سایر معادل سازی های این گونه است، این معادل سازی ها در حالی است که اصطلاحات اصلی، سال هاست که مورد استفاده اند و کاربردشان بین دانش آموزان و دبیران جا افتاده است.

متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند ویژگی مهمی که کتبِ درسی باید داشته باشند تا دانش آموزان بتوانند به خوبی با آن ارتباط برقرار کنند و به مطالعه اش ترغیب شوند، در کنارِ انتخاب تصاویرِ مناسب و جذاب و همچنین صفحه آرایی هنرمندانه، زبان نوشتاری کتاب است. به گونه ای که واژه ها کاملاً قابل فهم برای خواننده ی کتاب باشند. نامأنوس بودن واژه ها برای دانش آموزان، باعث ارتباط برقرار نکردن با درس و نتیجه ی آن افت تحصیلی است. استفاده از کلماتی در کتاب که دانش آموز معنای آن ها را نداند، ممکن است به فرآیند یادگیری دانش آموز آسیب بزند. از نگاه این کارشناسان، کاربرد واژه های اصلیِ زبان علم در کتب درسی که به فهم دقیق دانش کمک می کند، می تواند به یادگیری بهتر و پیشرفت سریع تر علمی دانش آموزان بیانجامد.

منبع: ماهنامه دانشمند (آبان۹۵ –شماره ۶۳۷)

درباره نویسنده

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *